تحمیل اعراب.

دفترچه یاداشت محمد

انسان از همان زمانی که پا به این کره لعنتی گذاشت با انواع مشكلات عجیب روبرو شد. اینکه پدران ما یعنی حضرات آدم و حوا چه کاری کردند که باعث بیرون انداختنشان از بهشت شد بماند. اما انصافا باید گفت که دو نفری چنان بلایی به سر مردم آوردند که هیچ موجود دیگری نمیتوانست این کار را انجام دهد. شاید اگر این کار را انجام نمی دادند دیگر اینچنین مردم به مشكلات عدیده ای نمی افتادند و همگی ما تنها دغدغه یمان فقط احوال پرسی با حوری های عزیز بود. ولی در عوض به این دنیای لعنتی گرفتار شده ایم و مسائلی که پایان ندارد. یکی از مسائل و مشکلاتی که ممکن است برای هر جوان بیافتد و البته در برخی از مواقع او را به زحمت بياندازد مسئله غریزه جنسی و مسائل مربوط به آن است.متاسفانه در کشور ما و البته به خاطر سخت گیری های بسیار زیاد این مسئله تبدیل به یک معضل شده است. شاید شما هم عواقب این کار را از نزدیک دیده و یا حتی شنیده اید. مثلا اتفاقات بی حد و شماری که همه روزه در سرتاسر ایران اسلامی به وجود می آید و ما فقط آنها را در روزنامه ها میخوانیم و از کنار آنها به راحتی رد میشویم. منظورم همان ربودن دختران و تجاوز و گرفتن فیلم و نمیدانم چه و چه و چه. به نظر من خداوند بر اساس مصلحتی که دیده این غریزه را در انسان به وجود آورده و باید هر انسان به صورت آزادانه از آن استفاده کند.البته این مسئله در بسیاری از کشورهای دنیا تقریبا حل شده است اما در ایران برخلاف دیگر کشورها این مورد در کنار دیگر موارد باعث به وجود آمدن مشکلات بی شماری شده است. شاید برایتان عجیب باشد اما باید این مسئله را بدانید که در ایران 90% پسران نوجوان و 70% دختران به عادت خود ارضایی گرفتار شده اند.(آمار غیر رسمی)نمی خواهم با آمار حرف بزنم اما باید این را قبول کرد که این چیزی است که بسیاری از مردم این کار را تجربه کرده اند. اما آیا واقعا به تبعات این کار فکر کرده اید. آیا میتوان به راحتی از کنار این مورد گذشت و بی خیال همه چیز شد. شاید فکر کنید که این چیزی است که پس از ازدواج حل خواهد شد و دیگر جای نگرانی نیست. به نظر من این مسئله یک مسئله خطرناک است و باید چاره ای اندیشید. شاید یکی از راه های چاره آن برداشتن مشکلات عدیده است که در جلوی پای هر جوان وجود دارد .شاید هم یکی از مسائلی باشد که باید از فروید هم کمک گرفت!

برای دیدنشون برو به ادامه مطلب!
خبرگزاري فارس: آيتالله مكارم شيرازي گفت: هم اكنون 90 درصد از سايتها، ماهوارهها و شبكههاي خارجي در حال تبليغات سوء عليه جمهوري اسلامي هستند.
نعوذبالله حاج آقا ماهواره که نگاه نمی کنند!
تلویزیون وسیله ای برای ارتباط با جهان خارج و به دست آوردن اطلاعات تازه است.شاید این وسیله زمان بیشتری از زندگی روزانه مردم را به خود اختصاص میدهد.مردم از تلویزیون استفاده میکنند که از جدیدترین اخبار و در میان آنها از برنامه های علمی و تفریحی استفاده کنند.اما عمق فاجعه زمانی به وجود می آید که مردم نتوانند از تلویزیون چنین استفاده هایی کنند.نمیدانم چقدر از برنامه های تلویزیون مملکتمان استفاده میکنید اما باید این را تا به حال فهمیده باشید که از این برنامه ها هیچ چیزی عایدمان نخواهد شد.واقعا تا کی باید برنامه های مزخرفی را شاهد باشیم که فقط به منظور تمسخر مردم تلاش میکنند.مسئله ای که کاملا در مورد تلویزیون ما صادق است آنهم این است که هیچ سودی برای ملت ندارد.اخباری که از تلویزیون پخش میشود کاملا خبرهای یک سو و در بیشتر مواقع کذب و دروغ است.برای مثال میتوان به همین مسائل اخیر اشاره کرد.مدتی پیش یکی از فیلمهای همین درگیری ها به دستم رسید که در آن ماموران محترم انتظامی شروع به تخریب اموال مردم کرده بودند و به شدت با مردم معترض برخورد میکردند.در این فیلم کاملا معلوم است که ماموران با باطوم به جان ماشین ها و شیشه های مغازه ها افتاده اند و به کلی آنها را نابود کردند.البته در ادامه قسمتی از خبر همان واقعه که در شبکه خبر پخش میشود را نشان میدهد که مجری برنامه با نشان دادن همان مکان مدعی میشود که عده ای تروریست دست به این اقدامات زده اند.(اگر بخواهید میتوانم فیلم را آپلود کرده و در اختیارتان قرار دهم).واقعا نشان دادن اخبار کذب و دروغ از صدا و سیمای یک مملکت فاجعه ای بس عظیم است که عواقب آن دامن گیر همه خواهد شد.از اخبار که بگذریم به مورد دیگری از امکانات تلویزیون میرسیم که استفاده مردم از برنامه های تفریحی از آن جمله است.در یک کلام باید گفت که چنین چیزی در تلویزیون ما در حد صفر است.مثلا انواع سریالهای تلویزیونی از آن جمله است.در مورد سریالهای ایرانی باید این را اذعان کرد که فیلمنامه ٪۹۸ درصد آنها یکی است.اگر به تاریخ این سریالهای ایرانی مراجعه کنید این مسئله برایتان روشن خواهد شد.البته دو درصد باقیمانده از بقیه بد تر است.مثلا همین سریالی که در ماه رمضان از شبکه سه پخش شد جزو این سریالها بود. حتما در آخر فهمیدید که چطور به تمسخر گرفته شده اید.البته در این میان برخی از سریالهای خارجی هستند که نسبت به ایرانی ها قابل تحمل تر اند.در کنار این مسایل باید به مسئله پخش مسابقات ورزشی از تلویزیون هم اشاره کرد.به نظر من پخش این مسابقات به خصوص فوتبال از تلویزیون ایران نوعی توهین به ملت است.دلیلش هم نوع سانسور بیش از حد فوتبال میباشد که در جهان هم بی سابقه است.باید معترف شد که کشورهای دیگر در این مورد به ایران رجوع کنند.به نظر من تنها راه نجات از این وضع تحریم تلویزیون میباشد.تلویزیونی که به خاطر عدم پخش نشدن چند تبلیغ برنج خارجی شش میلیارد ضرر میکند عاقبتش همین است.




آخرین عکس منتشر شده از مخمل و مادر بزرگ.گفته میشود مخمل فرد مورد نظر سمت راست بسیار ناقلا و مکار تشریف دارد.مراقب باشید تا مخملی نشوید.

همان طور که مستحضر هستید جناب آقای علی آبادی چندی بود که ریاست سازمان تربیت بدنی را بر عهده داشتند.این که این موجود بسیار نازنین چطور شد که سر از سازمان تربیت بدنی در آورد، بماند.اما مطلبی که باعث تعجب بسیاری از مردم شده آن هم این است که یک موجود اینچنینی چطور میتواند این همه تخصص داشته باشد.به طوری که ایشان جدیدا به عنوان وزیر پیشنهادی وزارت نیرو مطرح شده اند.واقعا چقدر حیف شد که ایشان اینچنین دیر به صحنه آمدند.چون در سالهایی که ایشان در صحنه حضور نداشتند ضرضر های بس دهشتناکی به مردم وارد شد.خصوصا در زمینه ورزش.واقعا در این مدت سی سال هیچ کس نتوانسته بود اینچنین به ورزش این مملکت خدمت کند.ایشان در این مدت چند سال آنچنان به ورزش ایران رید که هیچ کس توانایی آن را نداشت.واقعا باید احسنت گفت به این همه عظمت.البته خود ایشان هم به این قدرت بزرگ خود اشاره کردند و از بیست به خود نمره هفده دادند.به همین مناسبت یک مصاحبه ی خیالی با این عزیز داشته ایم که توجه تان را به آن جلب میکنم.
س -سلام آقای علی آبادی. ج - بسم الله الرحمن الرحیم.سلام.س -آقای علی آبادی این چند سال چطور گذشت. ج- خیلی زیبا .حرف نداشت.س- میشه کمی بیشتر توضیح بدین.ج-اول از همه باید از خودم تشکر کنم.چون واقعا در این مدت کارهایی کردم که هیچ کس حتی فکر آن را هم نمیکرد. بالاخره ما اینیم دیگه.س - آقای علی آبادی از کار جدیدی که در آینده خواهید داشت راضی هستید.ج- راستش رو بخوای علاقه بسیار زیادی به نفت داشتم اما نشد.آخه واقعا نفت رو خیلی دوست میدارم.س- پس چرا به وزارت نفت نرفتید.ج-گفتم که خیلی دوست داشتم اما وقتی خواستم به اونجا برم محمود جان عزیز گفتند که اونجا پر شده تو برو وزارت نیرو.محمود جان گفتند که اگه بری وزارت نفت اونقدر میخوری که همه عالم و آدم میفهمند بهتره یکی باشه که بعد از چهار پنج سال هم معلوم نشه چی شده.س- خوب آقای علی آبادی آینده کاریتان را چطور می بینید .ج-باید بگویم که در این چند سال انشاالله کاری خواهم کرد که مردم از شدت نیرو منفجر بشوند.فعلا با اجازه من برم یه سر به مزل نازنین بزنم، مدتیه ندیدمش.

سلام.بالاخره پس از چندین روز و چندین ماه باز هم به ماه رمضان رسیدم.واقعا چه زود دیر می شود.امسال هم مثل سالهای قبل مثل برق از جلوی چشمانمان گذشت و ما چیزی به نظرمان نیامد.واقعا فلسفه خلق آدمی چیست که باید از لحضه تولد تا هنگام مرگ اینچنین به دنبال حل مسایلش باشد.سوالات زیادی در ذهنم وجود دارند.واقعا چطور میشود از لحظاتمان بهترین بهره و استفاده را ببریم.آیا واقعا میشود در چنین مملکتی از لحظاتمان استفاده مفید را ببریم.چرا باید انسان اینچنین پست باشد.دیگر به همه بدبین شده ام.واقعا فکر کرده اید چه بر سرمان می آید.با این وضعی که پیش آمده آیندگان ما چه خواهند کرد.قصد داریم در این موقعیت سخت و هولناک چه مملکتی را تحویل عزیزانی بدهیم که متاسفانه قدم در این مملکت آبادخواهند گذاشت.باید معترف بشوم که به عنوان یک جوان ایرانی از آینده می ترسم.البته نه تنها از آینده خودم بلکه از آینده خیلی از همنوعان و مهم تر از آنها افراد تازه واردی که در سالهای آینده خواهند آمد.سخن از همنوعان به میان آمد.وقتی که سخن از همنوعان می شود همان شعر مشهور بنی آدم اعزای یک دیگرند به ذهنم می آید.واقعا تنها چیزی که معلوم است آنهم این است که هیچ کس به فکر دیگران نیست.یعنی موقعیت چنان ایجاب کرده است.البته عامل اصلی چنان وضعیتی خود مردم هستند و بس.اگر واقعا دقت کنید خواهید فهمید که اصلی ترین عامل خود مردم هستند.در آخر از خدا میخواهم که به همه ما کمک کند تا بتوانیم از این زندگی تکراری و بی معنی یک چیزی بسازیم که اقلابه یک آرامش کوچک برسیم.
