تبليغاتX
افق
افق

دفترچه یاداشت محمد

چیزی که من تا حالا توش موندم و نتونستم جوابی براش پیدا کنم اون هم اینه که تو مملکت ما چقدر گردن کلفت وجود دارد.درسته دوستان، گردن کلفت.همیشه افراد متعددی بالای سر مردم هستند که باعث ترس مردم می شوند.شاید ارازل و اوباش عده ای از این گروه باشند.اما منظور من اینها نیستند.متاسفانه کسانی که همیشه باید باعث آرامش و امنیت شوند الان تبدیل به بدترین و ترسناک ترین افراد ایران ما شده اند. پلیس چیزی است که الان تبدیل به یک ابرقدرت گردن کلفتی شده که می خواهد بر مردم فرماندهی کند.در بسیاری از کشورهای دنیا مردم پلیس را امین و مطمئن می دانند ولی باید گفت در کشور ما وضع فرق می کند.شاید مورد کاملا واضح آن همین درگیری های شدید پلیس با مردم بود که باعث کشته و زخمی شدن عده ی کثیری از هموطن هایمان شد.زمانی که اخبار تلویزیون ضرب و شتم یک سیاه پوست را در آمریکا نشان می داد که معلوم نبود آیا جرمی مرتکب شده یا نه مردم ما به دست پلیس و افرادی که دم از خدا و انصاف و عدالت می زدند به بدترین شکل ممکن مورد ضرب و شتم قرار داشتند.متاسفانه الان دروغ از سر و روی همه چیز می بارد.واقعا چه مانعی دارد که با مردم صادق باشیم و واقعیت را تحویل مردم بدهیم.زمانی که رئیس صدا و سیما می گوید برخی از خبرها دو ساعت طول میکشد که مجوز پخش بگیرند دیگر جای سوالی باقی نمی ماند.

در این چند روز سفر کوتاهی به شهر رشت داشتم.اتفاق واقعا جالبی برایمان افتاد که باعث تعجب خود بنده و دوستان شد.در یکی از خیابانها در حال گشت و گذار بودیم که یک دفعه ماشین پلیس جلوی ماشین ما توقف کرد و افراد داخل ماشین که دو نفر بودند از ماشین پیاده شدند.پس از آنکه از ماشینشان پیاده شدند به صورت کاملا وحشتناکی به طرف ما حمله ور شدند. ما هنوز نفهمیده بودیم که چه اتفاقی در حال رخ دادن است که پلیس به طرز زننده ای ما را از ماشین پیاده کرد. وقتی که علت ماجرا را از دوستان پرسیدیم فقط یک چیز شنیدیم آن هم این بود که (خفه شو!)در همین حین بود که پلیس مشغول جست و جوی ماشین و لباسهایمان شد.پس از چند دقیقه پلیس های عزیز فرمودند که مرخص هستید.من باز هم ازپلیس های عزیز علت این کار را پرسیدم که دوست عزیز با کمال وحشی گری تمام فرمودند (اگه زیاد سوال داری بیا کلانتری اگر هم که نه به سلامت.)پس از این ماجرا بود که فهمیدم در کجا زندگی میکنیم.دوستان عزیز اگر از این به بعد شاهد چنین مواردی بودید زیاد نگران نشوید چون در ایران ما مسئله طبیعی است. به این می گویند ایرانی آباد و آزاد.

نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط محمد| |

بالاخره پس از چند روز باز هم تونستم برگردم و شما دوستان رو ملاقات کنم.شاید تو این چند روز موضوعات زیادی به ذهنم اومد که در موردشون صحبت کنم اما الان که میخوام چیزی بنویسم نمیدونم در مورد کدام موضوع حرف بزنم.شاید مشکلاتی که برای یک جوان بیست و دو ساله مثل اینجانب وجود دارد بهترین چیزی باشه که باید بهش اشاره کرد.به راحتی میتوانم بگویم که ترس از آینده مشکل و دغدغه جوانان امروز ماست. وقتی که به آینده فکر میکنم یک سرنوشت نامعلوم و الحال را میبینم که شاید  روبروی دیده های خیلی از جوانان ما هم وجود دارد.وقتی که چندین و چند نفر از دوستان را میبینم که حتی با مدارک بالا هم نمیتوانند به یک شغلی که در شان آنها است برسند این مسئله برایم ترسناک تر میشود.مشکل ما این است که با این مردم فله ای برخورد میکنیم.در بسیاری از کشورهای دنیا برای تک تک افراد برنامه ریزی دقیقی شده و همه چیز در جای خود وجود دارد.اما در کشور ما وضعیت کاملا فرق میکند.بالاخره موقعی که ما نتوانیم به صورت دقیق آمار جامعه را بیان کنیم حتما اینچنین معضلاتی پیش خواهد آمد.چیزی که در بسیاری از موارد با آن روبرو بوده ایم شعارهای تو خالی بوده و بس.و این عمل به این شعارها ست که همیشه مظلوم واقع شده است. دوستان عزیز باید چشمانمان را باز کنیم و واقعیت را ببینیم.شاید مصداق بارز این واقعیت  این مطلب  باشد که تعیین کننده اصلی رای ملت ما سیب زمینی بود.آری دوستان جامعه امروز ما پر شده از دو رویی و تقلب و ریا.چطور میشود به آینده امیدوار بود.اگر قرار باشد همه چیز بر وفق مراد ما باشد و ما بتوانیم با درس خواندن به جایی برسیم درست در  سی سالگی شروع به کار خواهیم کرد .جوانی که تا سی سالگی فقط پول خرج کرده و بس, حال و در سن سی سالگی شروع به کار میکند و مثلا پول در می آورد.این چیزی است که من با چشمان خود و در میان بستگان فراوان دیده ام و به احتمال فراوان در انتظار بنده هم هست!و اینها همگی بیانگر بی عرضگی  مسئولان کشور است که در رفاه کامل به سر می برند و تنها چیزی که برایشان ارزش دارد رسیدن به ریاست است آن هم با هر روشی که امکان دارد.

ضمنا در صورت ادامه فشارهای بلاگفا شاید مجبور به کوچ شویم!

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:47 بعد از ظهر توسط سایر نویسندگان| |

از همان روزی که چشمانمان را باز کردیم با چیزهایی روبرو شدم که هنوز هم برای مان عجیب است.چه بخواهم و چه نخواهیم اسلام دینیست که مردم ایران را با آن میشناسند.البته وقتی که به واقعیت وتاریخمان رجوع میکنیم چیز دیگری عایدمان میشود.نمیدانم چقدر درباره حمله وحشیا نه اعراب به ایران خبر دارید اما باید گفت که در آن زمان عربها به بدترین شکل ممکن به ایران حمله کردند.زمانی که بین سپاهیان عرب و ایران در محلی به نام قادسیه جنگ شروع شد سربازان عرب را با وعده ای جالب به سوی ایرانیان گسیل دادند.چیزی که به سربازها وعده داده شده بود به قول اعراب دختران مجوسان (ایرانیان )بودند.آری عربها که همیشه از طرف ایران حمایت میشدند و در بسیاری از موارد ایرانیان آنها را از گرسنگی نجات داده بودند اینک به ایران حمله کردند و به همه چیزمان تجاوز کردند.هنر و فرهنگ ایران در آن زمان شاید برترین چیزی بود که در دنیا نظیر نداشت.در حمله اعراب به تیسفون عربها با چیز جالبی روبرو شدند.آن چیز عجیب فرش بهارستان بود.این فرش که در ۹۰۰ متر مربع (۶۰ ذرع در ۶۰ ذرع) از ابریشم و زمرد و جواهرات بافته شده بود نمونه‌ای از هنر و عظمت ایران بود و شاهان را در شکارگاه و بزمهای سالانه و باغهای وسیع نشان می‌داد. مسلمانان فرش بهارستان را روانه مدینه نمودند تا خلیفه از آن بهره برد. عمر با دیدن این هنر شگفت تاریخی بر آن شد تا آنرا به عنوان فتوحات اسلام نگه دارد و نشان از بزرگی اسلام و مبارزات مردمان عرب قرار دهد.البته این اثر شگفت انگیز به دست اعراب چندین تکه شد و برای هر کدام ازبزرگان شهر یک تکه ارسال شد! مواردی اینچنین یک یا دو تا نیست.عربها به ایران تاختند و به همه چیز ایرانی ها تجاوز کردند.زبان و شعر و فرهنگ و علم ایرانی ها به دست اعراب غارت شد.با وجود اینکه اعراب همه چیزشان را به ایرانی ها تحمیل کردند ولی باز هم ایرانی ها را نجس میدانند.همین عربهایی که بهترین غذایشان ملخ بود همه چیزشان را تحمیل کردند.الان بسیاری از کلماتی که در فارسی به کار میرود ریشه ی عربی دارد.شاید اگر اینچنین واقعه ای اتفاق نمی افتاد این ایران بود که یک ابر قدرت بزرگ در جهان بود.

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 3:49 بعد از ظهر توسط سایر نویسندگان| |

 

انسان از همان زمانی که پا به این کره لعنتی گذاشت با انواع مشكلات عجیب روبرو شد. اینکه پدران ما یعنی حضرات آدم و حوا چه کاری کردند که باعث بیرون انداختنشان از بهشت شد بماند. اما انصافا باید گفت که دو نفری چنان بلایی به سر مردم آوردند که هیچ موجود دیگری نمیتوانست این کار را انجام دهد. شاید اگر این کار را انجام نمی دادند دیگر اینچنین مردم به مشكلات عدیده ای نمی افتادند و همگی ما تنها دغدغه یمان فقط احوال پرسی با حوری های عزیز بود. ولی در عوض به این دنیای لعنتی گرفتار شده ایم و مسائلی که پایان ندارد. یکی از مسائل و مشکلاتی که ممکن است برای هر جوان بیافتد و البته در برخی از مواقع او را به زحمت بياندازد مسئله غریزه جنسی و مسائل مربوط به آن است.متاسفانه در کشور ما و البته به خاطر سخت گیری های بسیار زیاد این مسئله تبدیل به یک معضل شده است. شاید شما هم عواقب این کار را از نزدیک دیده و یا حتی شنیده اید. مثلا اتفاقات بی حد و شماری که همه روزه در سرتاسر ایران اسلامی به وجود می آید و ما فقط آنها را در روزنامه ها میخوانیم و از کنار آنها به راحتی رد میشویم. منظورم همان ربودن دختران و تجاوز و گرفتن فیلم و نمیدانم چه و چه و چه. به نظر من خداوند بر اساس مصلحتی که دیده این غریزه را در انسان به وجود آورده و باید هر انسان به صورت آزادانه از آن استفاده کند.البته این مسئله در بسیاری از کشورهای دنیا تقریبا حل شده است اما در ایران برخلاف دیگر کشورها این مورد در کنار دیگر موارد باعث به وجود آمدن مشکلات بی شماری شده است. شاید برایتان عجیب باشد اما باید این مسئله را بدانید که در ایران 90% پسران نوجوان و 70% دختران به عادت خود ارضایی گرفتار شده اند.(آمار غیر رسمی)نمی خواهم با آمار حرف بزنم اما باید این را قبول کرد که این چیزی است که بسیاری از مردم این کار را تجربه کرده اند. اما آیا واقعا به تبعات این کار فکر کرده اید. آیا میتوان به راحتی از کنار این مورد گذشت و بی خیال همه چیز شد. شاید فکر کنید که این چیزی است که پس از ازدواج حل خواهد شد و دیگر جای نگرانی نیست. به نظر من این مسئله یک مسئله خطرناک است و باید چاره ای اندیشید. شاید یکی از راه های چاره آن برداشتن مشکلات عدیده است که در جلوی پای هر جوان وجود دارد .شاید هم یکی از مسائلی باشد که باید از فروید هم کمک گرفت!

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 4:10 بعد از ظهر توسط محمد| |

سلام دوستان.مدتیه به خاطر برخی مسائل نتونستم در خدمت شما باشم.اما برای تفریح هم شده یکی دو تا عکس براتون گذاشتم که شاید مشغولتون کنه.

برای دیدنشون برو به ادامه مطلب!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط محمد| |

آيت‌الله مكارم شيرازي:
90 درصد ماهواره‌ها و سايت‌ها در حال تبليغات سوء هستند

خبرگزاري فارس: آيت‌الله مكارم شيرازي گفت: هم ‌اكنون 90 درصد از سايت‌ها، ماهواره‌ها و شبكه‌هاي خارجي در حال تبليغات سوء عليه جمهوري اسلامي هستند.

نعوذبالله حاج آقا ماهواره که نگاه نمی کنند!

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 8:45 بعد از ظهر توسط محمد| |

تلویزیون وسیله ای برای ارتباط با جهان خارج و به دست آوردن اطلاعات تازه است.شاید این وسیله زمان بیشتری از زندگی روزانه مردم را به خود اختصاص میدهد.مردم از تلویزیون استفاده میکنند که از جدیدترین اخبار و در میان آنها از برنامه های علمی و تفریحی استفاده کنند.اما عمق فاجعه زمانی به وجود می آید که مردم نتوانند از تلویزیون چنین استفاده هایی کنند.نمیدانم چقدر از برنامه های تلویزیون مملکتمان استفاده میکنید اما باید این را تا به حال فهمیده باشید که از این برنامه ها هیچ چیزی عایدمان نخواهد شد.واقعا تا کی باید برنامه های مزخرفی را شاهد باشیم که فقط به منظور تمسخر مردم تلاش میکنند.مسئله ای که کاملا در مورد تلویزیون ما صادق است آنهم این است که هیچ سودی برای ملت ندارد.اخباری که از تلویزیون پخش میشود کاملا خبرهای یک سو و در بیشتر مواقع کذب و دروغ است.برای مثال میتوان به همین مسائل اخیر اشاره کرد.مدتی پیش یکی از فیلمهای همین درگیری ها به دستم رسید که در آن ماموران محترم انتظامی شروع به تخریب اموال مردم کرده بودند و به شدت با مردم معترض برخورد میکردند.در این فیلم کاملا معلوم است که ماموران با باطوم به جان ماشین ها و شیشه های مغازه ها افتاده اند و به کلی آنها را نابود کردند.البته در ادامه قسمتی از خبر همان واقعه که در شبکه خبر پخش میشود را نشان میدهد که مجری برنامه با نشان دادن همان مکان مدعی میشود که عده ای تروریست دست به این اقدامات زده اند.(اگر بخواهید میتوانم فیلم را آپلود کرده و در اختیارتان قرار دهم).واقعا نشان دادن اخبار کذب و دروغ از صدا و سیمای یک مملکت فاجعه ای بس عظیم است که عواقب آن دامن گیر همه خواهد شد.از اخبار که بگذریم به مورد دیگری از امکانات تلویزیون میرسیم که استفاده مردم از برنامه های تفریحی از آن جمله است.در یک کلام باید گفت که چنین چیزی در تلویزیون ما در حد صفر است.مثلا انواع سریالهای تلویزیونی از آن جمله است.در مورد سریالهای ایرانی باید این را اذعان کرد که فیلمنامه ٪۹۸ درصد آنها یکی است.اگر به تاریخ این سریالهای ایرانی مراجعه کنید این مسئله برایتان روشن خواهد شد.البته دو درصد باقیمانده از بقیه بد تر است.مثلا همین سریالی که در ماه رمضان از شبکه سه پخش شد جزو این سریالها بود. حتما در آخر فهمیدید که چطور به تمسخر گرفته شده اید.البته در این میان برخی از سریالهای خارجی هستند که نسبت به ایرانی ها قابل تحمل تر اند.در کنار این مسایل باید به مسئله پخش مسابقات ورزشی از تلویزیون هم اشاره کرد.به نظر من پخش این مسابقات به خصوص فوتبال از تلویزیون ایران نوعی توهین به ملت است.دلیلش هم نوع سانسور بیش از حد فوتبال میباشد که در جهان هم بی سابقه است.باید معترف شد که  کشورهای دیگر در این مورد به ایران رجوع کنند.به نظر من تنها راه نجات از این وضع تحریم تلویزیون میباشد.تلویزیونی که به خاطر عدم پخش نشدن چند تبلیغ برنج خارجی شش میلیارد ضرر میکند عاقبتش همین است.

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط محمد| |

سلام.فردا امتحان دارم.اما مثل دیوانه ها شدم.نمیدانم دیگر چه کنم.عده ای از افکار عجیب و غریب هر لحظه به من حمله میکند.واقعا مگر میشود برخی چیزها را دید و لمس کرد اما باز هم بی خیال بود.دیگر از این کره ی خاکی متنفرم.هر روز قتل و کشت و کشتار و بگیر و ببند و خیلی چیزهای دیگر که واقعا کاری میکند که انسان از زندگی سیر میشود.همگی این مسایل یک طرف و مشکلات خود آدم یک طرف.میتوانم به جرات بگویم که در کشوری زندگی میکنم که خنده و شادی و رفاه و از همه مهم تر رسیدن به اهداف بسیار سخت و در گاهی مواقع ناممکن است.فقط به چند عکس پایین نگاه کنید کافی است!

نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط محمد| |

نمی دانم تا حالا به سایت مثلا خبری فارس سر زده اید یا نه.اما امروز حتما توصیه می کنم که این کار را انجام دهید.بعد از ورود به این سایت حتما تعجب خواهید کرد.هنگام ورود به این سایت خواهید فهمید که این وبسایت اصلا کاری با خبر رسانی و اخبار ندارد.بلکه این پایگاه خبر پراکنی فقط به فکر شعار و مطالب کذب و دروغ است.این وبسایت که یک وبسیات رسمی ایران می باشد کاملا رویه خود را عوض کرده و به جای اینکه به خبر رسانی بپردازد خبر سازی میکند و با تکیه به یک عده مقالات عجیب و غریب فقط و فقط در فکر ضربه زدن به عده ای خاص که مهم ترین آنها را مخالافان دولت تشکیل میدهند هست.چیزی که در این سایت بیش از همه به چشم میخورد مخمل است! بالاخره معلوم نشد این واژه مخمل را کدام یک از نابغه های عزیز کشف کرده است اما هر کس باشد عقل کل تشریف دارد.به احتمال زیاد منظور این عزیزان از مخمل شاید همان پانزده میلیونی باشد که به آقای احمدی نژاد رای ندادند.مسئله ای که اینجا حائز اهمیت هست آن هم این است که با این همه مخمل باید چه کرد.به نظر من حتما این مخمل ها را به عنوان پارچه مخملی صادر کنیم تا شاید با پول آنها بتوان کاری کرد!!!

آخرین عکس منتشر شده از مخمل و مادر بزرگ.گفته میشود مخمل فرد مورد نظر سمت راست بسیار ناقلا و مکار تشریف دارد.مراقب باشید تا مخملی نشوید.

پیش به سوی انقلاب مخملی

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط محمد| |

هدیه ای ناقابل تقدیم به همسر حضرت یوسف.



 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 1:2 قبل از ظهر توسط محمد| |

Design By : Night Melody